X
تبلیغات
رایتل

1- سگ همسایه یادتونه؟ همچنان به پارس کردنهای شبانه و روزانه اش ادامه میده. چهارشنبه ساعتهای یازده شب بود که به خاطر پارسهای مدااااااومش، خواب نداشتم. از ساعت 5 عصر تا اون موقع یه بند داشت هاپ هاپ های بلند و ترسناک می کرد. یه سر و صدایی توی راهروهای آپارتمان شنیدم و فهمیدم یکی از واحدها اومده دم در خونه مدیر ساختمون و داد و بیداد میکنه که ما چه گناهی کردیم که اومدیم اینجا زندگی کنیم، زنم مریضه، میگه اگه شماها نمی تونید، خودم برم رسیدگی کنم. هر چی مدیر ساختمون سعی کرد آرومش کنه، نشد. فرداش فهمیدیم دو تایی رفته اند دم خونه ی ویلایی. اول با زبون خوش. بعدش اون آقاهه که عصبانی بوده، با صاحبِ خونه ویلایی جر و بحثش شده و خلااااصه، آقاهه گفته چاردیواری، اختیاری!

.

نتیجه نهایی: استشهادنامه نوشته شد و ما هم امضا فرمودیم. ببینیم بعد از دو ماه، کلانتری و پلیس و ... آیا وارد ماجرا خواهند شد؟ اگر بله، اقدام مقتضی چند ماهِ دیگر خواهد بود؟! فعلا من شبگرد خونه ام. ......

.

2- کامکواتی که عید خریدم یادتونه؟ :

.

.
میوه هاش رو همون موقع چیدم و خوردم. البته بعد از کلی استخاره که آیا بخورم آیا نخورم؟ (آخه خوشگلیش به میوه های نارنجیش بود). الان یه عالم شاخ و برگ جدید پیدا کرده و درختی شده واسه خودش. چند هفته پیش، شکوفه داد:

.

.
اینقدر ذوق زده بودم که هر روز می رفتم کلی نگاش می کردم. بعدش شکوفه ها تبدیل به میوه های کوچولوی سبز شد. و منم به انتظار نارنجی شدنشون نشستم. که دوباره شکوفه داد!!!!! ترسیدم گیاه بیچاره، قاطی کرده باشه. آخه شکوفه ی دوباره، در حالی که داره میوه اش بزرگ میشه، چه معنی میتونه داشته باشه؟

.

میوه های سبز کوچولوش در کنار شکوفه های سفیدش که داره باز میشه:

.

.

.
عکسش رو واسه عمه ام که کامکوات داره فرستادم. گفت عادی ه!!! حالا میوه هاش که نارنجی شد، یه عکس می ذارم.



تاریخ : دوشنبه 1 شهریور 1395 | 16:52 | نویسنده : بیا دنیا بسازیم | نظرات (8)

  • paper | پارس خودرو | مای بی اف