X
تبلیغات
رایتل

چندین شبه که گاهی خواب سوسک! می بینم. یه شب که سه بار خوابش رو دیدم. و سه بار با وحشت جیغ کشیدم و پریدم. ... حالا نه تازگی ها سوسک دیده ام، نه عکسش رو دیده ام، نه هیچی. نمی دونم این ضمیر ناخودآگاهم چه درگیریی با خودش و من داره. ... یکی از شبکه های جم، برنامه ای داشت برای غلبه بر ترس و فوبیای افراد نسبت به مثلا حشره یا حیوون خاصی یا ... . نمی دونم جدیدا هم داره پخش میشه یا نه. ولی الان یه برنامه ای داشت نشون میداد درمورد خانومی که ترس از عنکبوت داره و میخواد بر این ترس غلبه کنه. قسمت جالب دوره های تخصصی که برای این افراد توی این برنامه میذارند اینه که یه جایی از دوره هست که تو باید به اون ترست دست بزنی!!!

.

مثلا یادمه یه خانومه بود از شاپرک می ترسید. دستش رو داخل یه قفس پر از شاپرک به چه گندگی کردند. حالا من فوبیای شاپرک نداشتم ولی اونهمه شاپرک، واقعا دیوانه کننده بود برام. حالا فکر کن من رو ببرن توی اتاقی و بگن دستت رو ببر داخل قفس پر از سوسک!!! .... نمی دونم خدا هدفش از آفرینش سوسک چی بوده. اینقدر هم بدم میاد ازشون که جرات سرچ کردن و دیدن متنها و تصاویر رو ندارم!

.

خارجیهای به فرشته و انجل!، علاقه خاصی دارند و توی تزئینات و هنرهاشون، اغلب ردپایی از فرشته هست. دقیقا مثل پری دریایی. یه دستور بافت ازش دیدم و یه "فرشته" کوچیک دو بعدی با دو کاموای سفید و نقره ای بافتم و انداختم پشت درب ورودی خونه. با چه ذوقی نشون دادم به مامان و عروس گل شماره 2. به جای تشویق و دست و هورا!!!، گفتند بیشتر شبیه "روح" و فیلمهای ترسناک می مونه! این عکسشه:

.

.

.

خوب منم یه روبان برداشتم و به سرش زدم و سوراخ وسط کله اش رو هم پر کردم. ولی خب بازم استقبال نشد:

.

.

یه پرنده کوچولو بافتم که عااااااااشقش شده ام. مرغ عشق ه. علی که با دیدنش دیوونه شد. برده سر کار روی میز کارش گذاشته. حالا من اینهمه چیز میز بافته ام هااااا. هر چی هم گفته بودم ببر روی میزت بذار، نمی برد. میگفت سر کار که جای این چیزها نیست. ولی نمی دونم این مرغه چه جادویی داشت که طلسم رو شکوند. تقدیم با عشق:

.

.

.

پ.ن: فکر کنم باید یه سوسک ببافم بلکه طلسم منم بشکنه!   



تاریخ : چهارشنبه 12 خرداد 1395 | 16:53 | نویسنده : بیا دنیا بسازیم | نظرات (3)

  • paper | پارس خودرو | مای بی اف